شيخ ذبيح الله محلاتى
267
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
نمودند و اين دو پسر ملقب بطيب و طاهر بودند و از اينجا بعض مردم بخطا رفتهاند و طيب و طاهر را دو پسر جداگانه شمارند « 1 » و در تاريخ يعقوبى گويد توفى القاسم ابن رسول اللّه فقال صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و هو فى جنازته و نظر الى جبل من جبال مكه يا جبل لو ان ما بى بك لهدك يوم و كان القاسم توفى و له اربع سنين ثم توفى عبد اللّه بن رسول اللّه بعده به شهر و لم يفطم فقالت خديجه يا رسول اللّه لو بقي حى افطمه قال فطامه فى الجنة و سئلت خديجه رسول اللّه فقالت اين اولادى منك قال فى الجنة قالت به غير عمل قال اللّه اعلم بما كانوا عاملين . اين روايت چنان مىرساند كه قاسم بعد از چهار سال كه از عمر او گذشته بود روحش بشاخسار جنان پرواز كرد و بعد از يك ماه برادرش عبد اللّه جان به حق تسليم كرد و رسول خدا در جنازهء قاسم فرمودند درحالىكه كوههاى مكه را مخاطب قرار داده بود اى جبل آنچه بر من وارد شد اگر بر تو وارد مىشد از هم متلاشى مىشدى و خديجه عرض كرد يا رسول اللّه كاش فرزند من عبد اللّه چندان حيوة مىداشت كه او را از شير باز مىكردم رسول خدا فرمودند در بهشت او را از شير باز مىنمايند خديجه عرض كرد يا رسول اللّه فرزندان من از شما در كجا مىروند فرمود جايگاه ايشان در بهشت خواهد بود عرض كرد با اينكه عملي ندارند فرمود خدا مىداند كه اينان اگر در دنيا زندگانى مىكردند جز عمل صالح از ايشان بروز نمىكرد و بروايت مجلسى در حيوة القلوب روزى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر خديجه وارد شد او را گريان ديد فرمود اى خديجه چرا گريه مىكنى عرض كرد يا رسول اللّه شير در پستان من جاري شده ياد فرزند خود نمودم . و بروايت ثقةالاسلام كلينى قدس سره در كافى بسند خود از امام محمّد باقر عليه السّلام روايت كند كه فرمودند چون قاسم فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از دنيا رفت آن حضرت خديجه را ديدند گريه مىكند فرمودند اى خديجه چرا گريه مىكنى عرض كرد يا رسول اللّه دانهء مرواريد گرانبهائى بود كه از دستم رفت پس از براى او
--> ( 1 ) جزا ثانى ص 23 طبع نجف